*عید دیدنی و خونه عمه عهدیه*
عید امسال تصمیم گرفتیم بعد از دید و بازدیدها و تبریک سال نو به اقوام، بریم خونه عمه عهدیه. عمه عهدیه تو استان کهکیویه و بویراحمر تو شهرستان چرام زندگی میکنه....جای سرسبز و قشنگیه...من و بابا حمید دومین بار هست که میریم اونجا و تو گل خوشگلم برای اولین بار هست که میری خونه عمه...
برای رفتن به اونجا ما از شهرضا، سمیرم، یاسوج و باشت گذشتیم تا رسیدیم به چرام....
صبح ساعت هفت و نیم راه افتادیم و حدود ساعت پنج بعد از ظهر رسیدیم....بابایی یواش میرفت و تو نازبانو هم مدام میگفتی ببریمت بیرون بخاطر همین طول کشید تا رسیدیم....

عقب ماشین بابایی رو وسیله و پتو چیده بودیم که تو راحت باشی و بتونی بازی کنی و به راحتی بخوابی

وقتی رسیدیم خونه عمه انگار دنیا رو بهت دادن که از قفس ماشین آزاد شدی و شروع کردی ورجه وورجه کردن توی خونه عمه و با شایان و فاطمه بازی کردن

**********************************

آخر دست اونقدر بازی کردی که دیگه بیهوش شدی و تو که هیچ وقت روی پاهام لالا نمی کردی خیلی راحت روی پاهام تکونت دادم و تو خوابیدی.............الهی من فدای تو دخمل قشنگ...

**********************************
فردای اونروز با بابایی و عمه مریم و فاطمه و شایان رفتیم دهدشت گشت زدیم....آخه می خواستیم بریم گردش کنار رودخونه ولی هوا بارونی بود و نتونستیم بریم تو دل طبیعت و کنار رودخونه تا تو آب بازی کنی...

**********************************
روز بعدش رفتیم سمت بندر دیلم و خواستیم ببریمت دریا که از بس تو راه شیطونی آوردی و توی بازار گشت زدیم خسته شدی و خوابت برد....

***************

تو راه برگشت تو شهر زیدان بابا برات تیمپو کوچیک خرید و تو خیلی ذوق کردی

*************
روز بعد تصمیم گرفتیم برگردیم آخه اصفهان یکم کار داشتیم و باید تا قبل از تعطیلات به کارهامون میرسیدم بخاطر همین زود برگشتیم...تو راه برگشت چون هوا خوب بود کنار یه رودخونه نگهداشتیم و تو نازنین دختر نشستی و حسابی ماسه بازی کردی...

**********************

**********************

**********************

**********************

**********************


*عید دیدنی و خونه عمه عهدیه*
